حمید طبسی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: ادبیات فارسی از بدو پیدایش مهمترین جلوهگاه آداب، اعیاد و سنتهای ایرانی بوده و نوروز هم که یکی از شاخصههای فرهنگی و هویتی ما ایرانیان است که در آن بازتاب چشمگیری داشته است. دیوان کمتر شاعری را میتوان یافت که در آن سخنی از نوروز نباشد. شاید بیشترین یادکرد شعرای کهن ما از این سنت باستانی در قصاید آنان باشد که به حاکمان روزگارِ خود، فرارسیدن نوروز را، یادآوری کردهاند و تلویحا یا آشکارا از آنان خواستهاند که در برگزاریِ این آیین، اهتمام ویژهای داشته باشند.
این استاد دانشگاه با اشاره به تأثیر گسترده نوروز بر فرهنگ ایران افزود: دید و بازدیدهای نوروزی، سنتِ عیدی یا عیدانه دادن به عزیزان، خانه تکانی، جامه نو پوشیدن و بسیاری آداب دیگر ماندگارترین سنتهای نوروزی هستند که نقش غیرقابل انکاری در طراوت بخشیدن به دل و جان ایرانیان داشته و دارند. همواره تقارن اعتدال بهاری با این جشن ملی و میهنی، در تقویت احساس نوشوندگی حیات و زندگی ما بسیار موثر بوده و هست.
نوروز و هنر ایرانی
طبسی درباره تأثیر نوروز بر هنر ایرانی بیان کرد: هنر ایرانی نیز تاثیرات قابل توجهی از نوروز پذیرفته است. به عنوان نمونه فقط در دنیای موسیقی کلاسیک و سنتی در میان نام آهنگها، حداقل از زمان ساسانیان به بعد نامهای نوروز، نوروز بزرگ، نوروز قباد و نظایر این موارد را میتوان دید که منوچهری دامغانی از شعرای قرن پنجم هجری و بسیاری دیگر از شعرای ما از گذشته تاکنون از آنها یاد کردهاند.
وی با اشاره به مضامین پرتکرار نوروز در شعر فارسی گفت: در شعر فارسی نوروز غالبا پیامآور نشاط، سرخوشی و شادمانی است و در مقایسه با دیگر جشنهای ملی و میهنی ما ایرانیان نظیر یلدا، سده و مهرگان از شکوه و عظمت بیشتری برخوردار است. در روایات شاعرانه، همگان در نکوداشت و گرامیداشت آن میکوشند و از آن به عنوان عالیترین مظهر بهروزی و کامگاری نام میبرند، چنان که مثلا کمال مطلوب و نهایت آرزوی کسی برای دیگری را این میدانسته اند که هر روزش نوروز باشد:
همی آفرین خواند سالارِ شاه
اَبر شاه کیخسرو و تاج و گاه
که پیروزگر شاه، پیروز باد
همه روزگارانْش، نوروز باد!
استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: همچنین مرگ و زندگی از مضامین پرتکرار در شعر و ادب پارسی است. فرارسیدن بهار و متعاقب آن نوروز، در ذهن و زبان شعرای ما، تداعیکننده مرگ و زندگی مجدد بوده و هست؛ یعنی اعتدال ربیعی یا بهار را تجسم عینی نوزایی طبیعت و نو شدن زندگی میدانستهاند و با مضمونپردازی پیرامون آن، این موهبت الهی را ارج مینهادهاند.
نوروز و باورهای ایرانیان باستان
طبسی با اشاره به باورهای ایرانیان باستان درباره نوروز گفت: طرفه آن است که ایرانیان از دیرباز حتی درگذشتگان خود را نیز در اغلب جشنها ازجمله نوروز، سهیم و شریک میکردهاند. فروردین را ماه فرود آمدن فروهر مردگان میدانسته و باور داشتهاند که آنها در این ایام از آسمانها و عالم نور و روشنی به زمین میآیند و در شادی و خوشدلی اعضای خانواده خود سهیم میشوند.
وی افزود: فلسفه برافروختن آتش در شب چهارشنبه آخرِسال و نیز روشن کردن شمع یا فانوس در سفره هفت سین، در استقبال از روان درگذشتگان در جمع خانواده بوده است تا چون از عالم نور و روشنایی آمدهاند، در فضای ظلمانی گیتی معذب نباشند.
پیدایش نوروز و روایت شاهنامه
این استاد دانشگاه درخصوص چگونگی پیدایش نوروز اظهار کرد: درخصوص چگونگیِ پیدایشِ نوروز، عللی چند را برشمردهاند که در تاریخ طبری، التفهیم و آثارالباقیه ابوریحان، نوروزنامه خیام و سایر منابع تاریخی و ادبی میتوان دید. در بین این علل و عوامل، آنچه بیش از بقیه شهرت و اعتبار یافته، همان است که فردوسی در شاهنامه آورده است، یعنی انتساب نوروز به جمشید، شهریار دوران اساطیری ایران. بدون شک این اشارت شاهنامه بیشترین تاثیر را بر آثار تاریخی و ادبی دورههای بعد گذاشته است.
طبسی ادامه داد: بنا بر مندرجات شاهنامه، پس از آن که جمشید برای خود تخت کیانی یا شاهی میسازد و گوهرها و جواهرات فراوانی در آن مینشاند، مردم گرداگرد تخت او جمع میشوند و روز بر تخت نشستن وی را «روز نو» یا نوروز مینامند و از آن پس، همه ساله، آن روز را که روز هرمزد از ماه فروردین یعنی اول فروردین بوده جشن میگیرند.
به فرِ کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندرنشاخت
که چون خواستی، دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت اوی
شگفتی فرومانده از بخت اوی
به جمشید بر، گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند…
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
وی گفت: بدون تردید، امثال بیرونی، خیام و دیگران به این روایت فردوسی نظر داشتهاند که از آن به عنوان یکی از دلایل پیدایشِ نوروز یاد کردهاند. از این رو، میتوان فردوسی را خاص ترین و موثرترین شاعر در این زمینه دانست.
استاد زبان و ادبیات فارسی عنوان کرد: در متون ادبی کلاسیک و معاصر تفاوت بنیادینی در نوع نگاه به نوروز و آداب و سنن آن وجود ندارد. شاید تنها بتوان گفت که در شعر کلاسیک ایران، اغلب از سنتهایی گفته شده است که پیرامون جشن نوروز وجود داشته و دارد. به عنوان مثال در شاهنامه اشاره شده است که در ایام نوروز، یکی از سنتهای ایرانیان، برگزاری مسابقات اسب سواری بوده و هر سوارکاری آرزو داشته است اسبی درخور مسابقات نوروزی داشته باشد.
طبسی ادامه داد: یا از این نکته سخن رفته است که در دوره ساسانیان، در هر آتشکده ای، مکان مخصوصی برای برپایی جشنهای نوروز و سده وجود داشته است «برفتند یکسر به آتشکده/ به ایوان نوروز و جشن سده»؛ اما در شعر معاصر علاوه بر اشارات پراکنده به سنتهای نوروزی، غالبا از بهار دلکش و نوروز دلپذیر به عنوان پدیده های مناسبی برای مضمون پردازی های عاطفی و اجتماعی استفاده شده است مانند « خوشا به بخت بلندم که در کنار منی/ تو هم قرار منی، هم تو بی قرار منی/ گذشت فصل زمستان، گذشت سردی و سوز/ بیا ورق بزن این فصل را، بهار منی…».
نوروز در ادبیات داستانی ایران
استاد زبان و ادبیات فارسی بیان کرد: نوروز در ادبیات داستانی ایران جایگاه ویژهای دارد. شاید یکی از کهنترین نمونههای ادبیات داستانی ما که در آن به تفصیل از نوروز سخن به میان آمده است، داستانِ «دید و بازدید» از جلال آل احمد باشد که دقیقا ۸۰ سال قبل منتشر شده است. چنانکه از نام این داستان پیداست، جلال به روایت دید و بازدیدهای نوروزی جوانی میپردازد و مطابق معمول با بیانی طنزآمیز، به نقد برخی مسائل اجتماعی روی میآورد. در این داستان، گذشته از این نقدها، به بسیاری از سنتهای نوروزی از قبیل خانه تکانی، عیدی دادن، نقل و شیرینی تعارف کردن و… اشاره شده است.
طبسی اظهار کرد: بانو سیمین دانشور نیز در مجموعه داستانِ «شهری چون بهشت» ضمن بیان تمثیلی و توصیفی روایت مربوط به حاجی فیروز، فلسفه وجودی نوروز و اقوال متعددی را که درباره آن هست، از زبان یکی از شخصیتهای داستان روایت کرده که حاوی نکات خواندنی و بدیعی است. البته ایشان نیز مانند جلال، در خلال داستان با بیانی کنایی به انتقاد از اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه آن روز ایران پرداخته است.
وی افزود: علاوه بر این دو اثر، در آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی هم اشارات پراکندهای به نوروز و آیینهای نوروزی میتوان دید؛ به ویژه که او جزو آن دسته از داستان نویسان ماست که در آثار خود، به ادب عامه توجه ویژهای داشته و دارد.
استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: در شعر و ادب فارسی علاوه بر اینکه از نوروز برای نشان دادن یک مناسبت فصلی استفاده شده، به ابعاد فرهنگی آن نیز توجه شایانی شده است. بدیهی است که این سنت کهن آریایی که براساس شواهد و قراین موجود به پیش از دین آوری زرتشت برمیگردد نقش بسزایی در تبیین و تحکیم هویت اقوام ایرانی داشته و این نقش در متون ادبی و تاریخی ما بازتاب یافته است. گفتنی است که یکی از دلایل ماندگاری نوروز این بوده که پس از راهیابی دین مقدس اسلام به ایران، با معتقدات اسلامی به ویژه فرهنگ شیعی پیوند خورده و در نتیجه با استواری بیشتری تا امروز ادامه حیات داده است.
طبسی ادامه داد: به عنوان مثال، بنا به برخی روایات معتبر شیعی، اعلام ولایت حضرت علی(ع) از سوی پیامبر اکرم(ص) مقارن با نوروز باستانی بوده است. به همین دلیل و بنا به دلایلی دیگر مذهب تشیع از همان ابتدا با فرهنگ ملی و میهنی ایران عجین گشته و هرگز نسبت به این جشن کهن ایرانی با بیمهری رفتار نکرده است، چراکه نوروز نمادی از ستایش زیبایی و اخلاق انسانی و مهر و دوستی بوده و هست.
وی بیان کرد: نوروز و تمامی اعیاد و سنتها و مناسبتهای ملی و میهنی، در کنار زبان رسمی کشورمان یعنی زبان فارسی که حداقل از زمان هخامنشیان، زبان معیار این سرزمین بوده و هست جزو مهمترین شاخصههای هویتساز به شمار میآیند. شاخصههایی که چنانچه به خوبی مورد توجه قرار گیرند، نقش بسیار موثر و پررنگی در تحکیم هویت ملی و فرهنگی ما ایرانیان خواهند داشت و موجب خواهند شد سرزمین ما، این کهنترین گهواره تمدن و فرهنگ بشریت، موقعیت مستحکمتر و استوارتری در میان دیگر کشورهای جهان بیابد.
ضرورت حفظ سنتهای ایرانی در دنیای معاصر
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت حفظ سنتهای ایرانی در دنیای معاصر گفت: در جهان معاصر که سالها است از «دهکده جهانی» سخن به میان آمده و این به معنای رنگ باختن خرده فرهنگهای بسیاری از کشورها است، ضرورت دارد با این داشتهها و قابلیتهای فرهنگی و تمدنی پرشمار و ارزشمندی که در اختیار داریم، زمینه پایندگی و جاودانگی هرچه بیشتر این کهن بوم و بر را فراهم آوریم تا هم میراثداران شایستهای برای نیاکان نامدارمان باشیم و هم شرمسار آیندگان و فرزندان این مرز و بوم نشویم.
انتهای پیام